حضرت امام خمینی(ره):
روضة سيدالشهداء براي حفظ مكتب سيدالشهداست. آن كساني كه ميگويند روضه سيدالشهداء را نخوانيد، اصلاً نمیفهمند مكتب سيدالشهداء چه بوده و نمیدانند يعني چه. نمیدانند اين گريهها و اين روضهها حفظ كرده اين مكتب را. الان هزار و چهار صد سال است كه با اين منبرها، با اين روضهها و با اين مصيبتها و با اين سينه زنيها ما را حفظ كردهاند؛ تا حالا آورده اند اسلام را... اين نقش يك نقشي است كه اسلام را هميشه زنده نگه داشته، آن گلي است كه هي آب به آن ميدهند زنده نگه داشته،اين گريهها زنده نگه داشته مكتب سیدالشهداء را، اين ذكر مصيبتها زنده نگه داشته مكتب سیدالشهداء را.

نوشته شده توسط یه جامونده در هشتم دی 1388 ساعت موضوع مذهبی | لینک ثابت
فیل بانان تنها با درک یک نکته و به شکلی ساده و فریبنده بزرگترین موجودات جهان را هنچون مومی که در کف دست آنها باشد به موجوداتی تحت کنترل خود در می آورند .
وقتی فیل هنوز کوچک است یه ژایش را با طناب محک به طنه درختی می بندند ُ فیل کوچک هر قدر که سعی می کند که خودش را آزاد کند ُ نمی تواند .
چند مدتی بعد او دیگر یک فیل کوچک نیست و همه قدرت شگرف او را به عنوان یک فیل بزرگ و قدرتمند به رسمیت می شناسند .
در همین شرایط کافیست که فیل بان ریسمانی نازک را به پای این حیوان گره زده و او را به یک نهال کوچک ببندد .
ثابت شده که در این مواقع اغلب فیلها با همه قدرت زیاد خود ُ هیچ گونه تلاشی برای رها کردن خود به خرج نمی دهند .
چرا ؟؟؟
چون ذهنشان را از کودکی اینچنین شرطی کرده اند که آنها هرگز نمی توانند خود را از بند رها کنند .
پاهای ما آدمها نیز مانند فیلها اغلب به باورهای شکننده گره خورده است و چون به قدرت تنه درخت در مقابل توان خودمان در گذشته ایمان آوردیم ُ توان و شهامت مبارزه را از دست می دهیم و برای همین است که گاهی در عین فیل بودن به شکل دیگری رفتار می کنیم ....
...
دوست بداریم به خاطر عشق ورزیدن و به خاطر حس درونی خودمان ...
نه به خاطر گرفتن چیزی!!!بیاموزیم که برای محبت کردن و دوست داشتن نباید منتظر ماند و توقعی داشت ...
هزارن نشانه از این قانون در اطراف ما هست ...
پ.ن:
مهربانی زبانیست که لال می تواند با آن سخن بگوید و نا شنوا می تواند آن را بشنود و آن را بفهمد ...
نوشته شده توسط یه جامونده در سوم اردیبهشت 1388 ساعت موضوع مذهبی | لینک ثابت
مریم ۵ ساله از مادرش پرسید :
مامان خدا کیه ؟
مادر : خداوند یه نیروی خیلی بزرگیه که دنیا را آفریده .
مریم : نیرو چیه ؟
مادر : یعنی خدا قویه . خیلی هم قویه .
مریم : پس مثل باباست .
مادر : نه عزیزم . خدا که آدم نیست .
مریم : یعنی مثل اونکه دیروز توی فیلم دیدیم .
مادر آشفته و عصبانی : استغفرالله !!! نه بچه ! این حرفهای زشت را نزن . خدا یک نور درخشان و بزرگه ...
مریم : یعنی یه لامپ خیلی بزرگ مثل اون هایی که توی شهر بازیه ؟؟؟
مادر : نه مثل نور لامپ . یعنی ... و بعد مستاصل گفت : بچه چقدر سوال می کنی . برو دنبال بازی ات ...
مریم با نگاهی حیران و منتظر . ذهنی پر از سئوالهای بی جواب ساکت شد و در دل با خودش می گفت :
یعنی خدا کیه ؟؟؟
پانزده سال بعد مریم در دانشگاه برای نگارش مقاله ای راجع به مبداء آفرینش . جایزه اول سمیناری را گرفت ...
مادر در حالی که با تمام وجود به مریم افتخار می کرد خدارا سپاس می گفت که دخترش جوانی عارف و خداشناس شده است ...
در همین حال خاطرات او را مرور می کرد . متحیر بود چگونه در طول این سال ها دخترش اینقدر متحول شده است .
آیا او همان دختر بچه دیروز با آن سئوالات عجیب بوده است ؟؟؟
ادامه :::
اجازه بدهیم کودکان " دین کودکانه خود را داشته باشند "
از تاکید زیاد و افراطی پرهیز کنیم ...
هر مساله ای را در زمان مناسب خود طرح کنیم ...
نوشته شده توسط یه جامونده در دهم دی 1387 ساعت موضوع مذهبی | لینک ثابت
یادت باشه که رحمت خدا اندازه داره " او هم مثل بزازها گز نکرده نمی برد " با این فرق که مثل بزازها از شما "اندازه " را نمی خواهد . چون این شمایید که برای بزازها اندازه را تعیین می کنید و می گویید : این اندازه را می خواهم و او هم می دهد و هر چه بیشتر بهتر ....
ولی خیاط ها کاری به زبان شما ندارند . اگر به آنها بگویید اندازه دور کمر شما ۵۰ سانت بیشتر نیست او نمی پذیرد بلکه او به حجم اندام شما نگاه می کند ...
خداوند هم دقیقا همینطور است و با اندازه کار می کند " یعنی رحمت و عزت و آبرو و رزق را به اندازه می دهد ...
""وما ننزله الا بقدر معلوم ""
و اندازه ها را هم از زبان شما نمی شنود بلکه نگاه به عمل و رفتار و کردار شما دارد :
""سیری الله عملکم""
بنابراین هرکس که عزت و آبروی بیشتری می خواهد "بسم الله" و به جای آنکه فقط دست به دعا شود به عمل روی آورد . و اعمال بزرگتر و قابل توجه تری از خود نشان دهد ...
همان طور که هرکس می خواهد لباس بزرگتری داشته باشد باید در حجم و بزرگی و فربهی اندام خود بکوشد . چون خیلط "عاقل" اندام را میبیند وگرنه اگر بخواهد به حرف مشتری گوش کند بازار خود را کساد و تخته خواهد کرد ...
"و خداوند هم حکیم است "
یعنی مطابق اندازه ات رفتار می کند . آن هم اندازه ای که داری نه اندازه ای که می گویی و یا می خواهی ...
اوسجاده و سجاده نشینی تو را نمی بیند او رابطه تو را مردم و نزدیکانت می بیند که سالهاست سر یه حرف کوچیک با هم قهر هستید ...
یا
نماز اول وقت تو رو تو بازار و محل کارت رو نمی بینه بلکه رفتار تو با مشتری یا همکارات رو می بینه و بر همین اساس تصمیم می گیره ...
پس به سخنرانی و حرف نیست ... آره بابا جون
بعد نوشته :
خودتون یه چیزی بگید دیگه !!!
نوشته شده توسط یه جامونده در دوم دی 1387 ساعت موضوع مذهبی | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من یه جا مونده ام از قافله عشق ...
مرغ شباهنگ حقیقت . از نوای ناله ی"""حق حق "" نمی افتد .
مهربان من همیشه با من باش و درکی به من عطا کن که بودنت را فراموش نکنم...
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY