تبليغاتX
"سیاه و سفید"
 

بدون هیچ حرف اضافه !!!

می شه گفت خوبه ؟

زیبایی ولی برای کسی که قدر تورو بدونه ...

چه قدر خاکی ...

 


 

نوشته شده توسط یه جامونده در بیست و ششم آذر 1387 ساعت موضوع عکس و عکاسی | لینک ثابت


معذرت خواهی یا ...

شخصی همیشه اصرار داشت که بچه هایش پس از انجام دادن هر خطا فوری عذر خواهی کنند .

برای مثال " به پسرش می گفت : احمد " به حسین آقا بگو : ببخشید که پای شما را لگد کردم .

به دختر و پسر دیگرش هم می گفت : شیرین جان به مریم بگو که دیگر هرگز بدون اجازه او دوچرخه اش را بر نمی داری .

محمد " از علی عذر خواهی کن که او را به زمین زدی .

یکبار هم آن شخص یکی ار بچه های خود را مجبور کرده بود که یادداشتی بنویسد و از کودکی که او را کتک زده بود عذر خواهی کند ...

به این همه سخت گیری " بچه های این خانم از همه بچه های کوچه شرور تر و مردم آزار تر بودند . چرا ؟؟؟

متأسفانه این شخص با همه حسن نیتی که داشت در یک مورد مهم اشتباه می کرد .

او تصور می کرد که تنها عذر خواهی نشانه تغییر رفتار است . او بر معذرت خواستن تأکید می کرد " اما بر عمل تأکید نداشت ...

به بیان دیگر او بر مفهوم درست عذر خواهی کاری نداشت . بلکه فقط بیان عذر خواهی را برای خودش و فرزندانش تأکید داشت .

نتیجه : بچه های این شخص در عذر خواهی بسیار ماهر شده بودند " اما این معذرت خواستن های آنها به ندرت تغییری در رفتار آنها به وجود می آورد ...

...

بهتر بود این شخص کاری می کرد که فرزندانش کمتر مجبور به عذز خواهی شوند و بیشتر به تغییر رفتار ناپسند خود بپردازند .

او می بایست تغییر رفتار بچه ها را تقویت کند " نه معذرت خواستن " ...


پا وبی :

بابا جون آخه چرا عاقل کند که باز آرد پشیمانی ؟؟؟

آخه چرا اینقدر یه دنده ای ؟؟؟

چرا فکر می کنی همیشه تو درست می گی ؟؟؟

چرا همه پلهای پشت سرت رو با این اخلاق بدن خراب می کنی ؟؟؟

...


 

نوشته شده توسط یه جامونده در بیستم آذر 1387 ساعت موضوع اجتماعی | لینک ثابت


خیال می کنم " دچار آن رگ پنهانی رنگها هستی ؟

قشنگ یعنی چه ؟

قشنگ یعنی ...

                                                                تعبیر عاشقانه اشکال

و عشق تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس و عشق و تنها عشق ...

مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ... مرا رساند به امکان                      یک پرنده شدن

و نوشداروی اندوه

حال شب شده بود " چراغ روشن بود و چای می خورند ...

چرا دلت گرفته " مثل آنکه تنهایی

چقدر هم تنها     

خیال می کنم " دچار آن رگ پنهانی رنگها هستی ؟

دچار یعنی ...

... عاشق

و فکر کن چقدر تنهاست 

 

پاورقی :

اتل متل یه شاعر " شعر میگه مثل هولو ... "

نوشداروی بعد از مردن یه شلغم ...


 

نوشته شده توسط یه جامونده در سیزدهم آذر 1387 ساعت موضوع دل نوشته ها | لینک ثابت


(---)

فوكو (جامعه شناس فرانسوي) مي گه :

انسان يك اختراع جديد است كه دارد از بين مي رود ، به خاطر اينكه در اين دنياي مدرن كم كم از خودش فاصله مي گيرد .

 از چهار چوب هاي اخلاقي دور مي شه .

خدا در ذهن مردم دنياي مدرن مرده و ما در دنياي مدرنيته هر چه پيش مي رويم از خداوند دورتر              مي شويم .

آقاي فوكو شما راست مي گيد ، ما داريم روز به روز از خودمون دور مي شيم .

به جاي اينكه با پيشرفت تكنولوژي ،‌بيشتر خودمونو بشناسيم و ... هي داريم دور تر مي شيم و  

                                                                                            خودمونو زديم به اون كوچه .

 

                                                                                دريا از صدفهاي تهي پوشيده است .

جويندگان مرواريد ، به كرانه هاي ديگر رفته اند .

پوچي  جست‌وجو بر ماسه ها نقش است .

صدا نيست . دريا – پريان مدهوشند . آب ازنفس افتاده

                                                               است .

 

درود ، اي لحظه شفاف ! در بيكران تو زنبوري پر مي زند .

ميان ما((هزار و يك شب )) جست‌وجو هاست .

(---)


 

نوشته شده توسط یه جامونده در ششم آذر 1387 ساعت موضوع دل نوشته ها | لینک ثابت


... هميشگي ...

شب با همان ردای سیاه همیشگی
چشمت چراغ سبز و سه راه همیشگی


ماییم و ثقل بار گناه همیشگی
یك آسمان ستاره گواه همیشگی


خرگوش دیگری زكلاه همیشگی
در چشم من، جهان، پَركاهِ‌ همیشگی


با سكه‌ی قدیمی ماه همیشگی
سوغات روز، روز تباه همیشگی


با اشك گـرم و ســـردی آه همیشـــــــگی شب می‌رسد زراه، زراه همیشگی
تردید در برابر، بد، خوب، نیستی


عاشق شدن گناه بزرگی‌ست گفته‌اند
با بی‌ستاره‌های جهان گریه كرده‌ام


خرگوشكم به شعبده می‌آورم برون
موی تو خرمنی‌ست طلایی به دست باد


آرامش شبانه مگر می‌توان خرید
یك باغ، بی‌ترنم مرغان در قفس

 

يادداشت  :

حیف از غزل - كه تنگ بلور است- پر شـود

 تو خود حجاب خودي  حافظ از ميان برخيز


 

نوشته شده توسط یه جامونده در دوم آذر 1387 ساعت موضوع دل نوشته ها | لینک ثابت