
لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ. گل ها انار شد، داغ داغ. هر انار هزار تا دانه داشت.دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.خون انار روی دست لیلی چکید…
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید.
پی نوشت و از این جور حرفا و ۳ نقطه :::::::::::::::::::::::
راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
نوشته شده توسط یه جامونده در هفدهم مرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
وه چه افراشته شد در دوجهان پرچم عشق
آدم و جن و ملک مانده به پیچ و خم عشق
عرشیان ناله و فریاد کنان در ره یار
قدسیان بر سر و سینه زنان از غم عشق
به حریفان ستم پیشه عشق پیامم برسان
جز من مست نباشد دگری محرم عشق
... :
جلوه دیدار . محرم اسرار . فصل طرب . نهانخانه اسرار . جدید .وقت تمام است . حرکت .
نوشته شده توسط یه جامونده در پنجم مرداد 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من یه جا مونده ام از قافله عشق ...
مرغ شباهنگ حقیقت . از نوای ناله ی"""حق حق "" نمی افتد .
مهربان من همیشه با من باش و درکی به من عطا کن که بودنت را فراموش نکنم...
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY