تبليغاتX
"سیاه و سفید"
 

سرویس های خبرگزاری مهر

حتما تا به حال سری به خبرگزاری مهر زده اید ، نمی دانم عناوین سرویس های این خبرگزاری توجه شما را هم به خودش جلب کرده یا نه ، نگاه کنید به سرویس ها :

- فرهنگ و هنر
- فرهنگ و ادب
- حوزه و دانشگاه
- دین و اندیشه
- اجتماعی
- اقتصادی
- سیاسی
- بین المللی
- ورزشی
- عکس
- انرژی هسته ای

مدتهاست که درگیر این موضوع هستم که این سرویس ها با چه معیاری انتخاب شده اند ، من نمی فهمم سرویس "انرژی هسته ای" یعنی چی ؟ یا مقصود از "حوزه و دانشگاه" چیست ؟ مسائل صنفی دانشجویان ؟ ارتباط میان حوزه و دانشگاه و یا ... ؟ یا اصلا تمایز بین "فرهنگ و هنر" و "فرهنگ و ادب" چیه ؟
با خودم گفتم شاید اینطور بخش بندی کردن یک حرکت ابتکاری است و من حالی ام نمی شود .با این حال نمی دانم در کجای دنیا یک موضوع این چنینی را ، هر چقدر هم خبرساز و مهم به یک سرویس خبری تبدیل می کنند .


 

نوشته شده توسط یه جامونده در سی و یکم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


مرگ

امروز صبح سومين و آخرين ماهی قرمز توی تنگ هم مرد

پی نوشت :...

 


 

نوشته شده توسط یه جامونده در سی و یکم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


اسم‌ها

خیلی دلش می‌خواست نویسنده بشود. نسبتاً جوان بود و می‌توانست به موفقیتش امیدوار باشد. اما اولین مانع اساسی،‌ اسمش بود. عجیب بود. ولی کیفیت ویژه‌ای در همه اسم‌های مشهور –و مطلقاً همه آنها- مشترک بود که اسم او به کلی فاقد آن بود. تصمیم گرفت اسمش را عوض کند.

 

فهرستی از اسم نویسندگان تهیه کرد. به این ترتیب می‌توانست تصور نسبتاً روشنی از یک اسم مشهور داشته باشد، اما باید اسم جدیدی پیدا می‌کرد. اسمی که قابلیت این را داشته باشد که روزی در این فهرست قرار بگیرد. اولین چیزی که به نظرش رسید، روزنامه‌های مربوط به اعلام اسامی قبول شدگان آزمون ورودی دانشگاه‌ها بود، سپس چند جلد کتاب نام‌گذاری نوزادان پیدا کرد. اما این‌ها کافی به نظر نمی‌رسید. چه‌بسا اسم‌های بسیار عالی که از قلم افتاده باشند.

 

از شهری به شهری سفر کرد. کتاب‌خانه‌های زیادی را گشت. کتاب‌های فراوانی از قدیم و جدید و چاپی و خطی را ورق زد. سرانجام فهرست مفصلی از اسم آدم‌ها و جانوران، شهرها و روستاها، رودها و دریاها، گل‌ها و درختان و کوه‌ها و دره‌ها جمع‌آوری کرد. پس از حدود هشت سال مجموعه رضایت‌بخشی از اسم‌ها در اختیار داشت. در حین تحقیقاتش متوجه اهمیت گویش محلی اسم‌ها شده بود. چهارسال تمام از شهری به شهری و از روستایی به روستایی سفر کرد تا مجموعه‌اش را کامل کند.

 

همچنین متوجه شده بود بسیاری از اسم‌ها در فرهنگ و زبان‌های مختلف و در ادوار تاریخی گذشته، املای متفاوتی داشته‌اند. برای تشخیص آنها نیازمند آگاهی نسبی از تاریخ، زبان و فرهنگ ملل بود. با مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی در سراسر دنیا مکاتبه کرد. پس از حدود یک سال مکاتباتش به نتیجه رسید. هر روز بسته‌های بزرگ پستی حاوی اطلاعات مورد نظرش از اقصی نقاط جهان به دستش می‌رسید. هفت سال برروی این اطلاعات کار کرد. گرچه هنوز پژوهش‌هایش در این مرحله به پایان نرسیده بود، ادامه کار را به آینده‌ای نامعلوم موکول کرد تا زمینه‌های دیگر کارش را ادامه دهد.

 

باید اسم‌ها را طبقه‌بندی می‌کرد. با جدیت کم‌نظیری ظرف مدت دو سال، اسم‌ها را به ترتیب حروف الفبا طبقه‌بندی کرد. اما هنگامی که خواست کارش را ادامه دهد، متوجه شد این شکل طبقه‌بندی غیرقابل استفاده است. برای این‌که دوباره زحماتش هدر نرود، سه سال بعد را صرف مطالعه‌ی اسلوب‌های مختلف طبقه‌بندی کرد. پس از اینکه به دقت چارچوب کارش را مشخص کرد، سه سال دیگر را صرف طبقه‌بندی اسم‌ها کرد.

 

هنوز کار به پایان نرسیده بود، تحقیقات مفصلی درباره‌ی ساختار اسمی انجام داد. اسم‌های ترکیبی، اسامی همراه با حروف اختصار، اسامی توصیفی و استعاری، اسامی همراه با پسوند و پیشوند و انواع دیگری از اسم‌ها. با مهارتی که در طبقه‌بندی اطلاعات پیدا کرده بود، پژوهش‌هایش را در مدت پنج سال تدوین کرد.

 

به پیچیده‌ترین قسمت کارش نزدیک شده بود. شش سال صرف مطالعه و تحقیق در عوامل اقبال عمومی نسبت به اسم‌ها کرد. عواملی از قبیل کلمات، نقش مصوت‌های کوتاه و بلند معانی اسم‌ها، پیشینه‌ی آنها در تاریخ و ادبیات و همچنین برخی عوامل تصادفی که اهمیتشان به هیچ‌وجه کمتر از عوامل دیگر نبود.

 

گه‌گاه پیرمرد را می‌بینم. جلویش را می‌گیرم و از کارش می‌پرسم. گل از گلش می‌شکفد و می‌گوید اخیراً کارهایش مورد توجه واقع شده و قرار است پژوهش‌هایش را که بالغ بر بیست جلد می‌شود، منتشر کنند. کار آماده‌سازی کتاب‌ها طاقت‌فرسا و خسته‌کننده است. پیرمرد در مجموع راضی به نظر می‌رسد. اما همیشه از چیزی اظهار تأسف می‌کند:

«هرچه فکر می‌کنم یادم نمی‌آید چرا زندگیم را وقف پژوهش در اسم‌ها کردم.»

 

سروش جوان. شماره یک (سید محمد تقوی)


 

نوشته شده توسط یه جامونده در بیست و ششم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


حکایت فاصله‌ها

پلنگ را دیده‌ای که شب‌ها به ارتفاع می‌رود و تلاش می‌کند که به ماه چنگ بیندازد؟ می‌بیند که دستش به ماه نمی‌رسد، اما خیال می‌کند که اگر بتواند یک کمی دستش را درازتر کند یا کمی بیشتر از جای خود بپرد یا اگر اندکی قله مرتفع‌تر باشد، این دست رسیدنی است و آن ماه یافتنی.

گمان می‌کردم که فاصله‌ای نیست یا فاصله‌ی‌ کمی است میان من و تو.
احساس می‌کردم که دوقلوی هم‌زادیم که با چند قدمی پس و پیش راه می‌رویم. افق نگاهمان یکی است و توش و توان رفتنمان هم کم و بیش یکی.
وقتی در خلوت‌های انسمان، تو را به الحاح پیش می‌راندم و نماز را به امامت تو می‌خواندم و به نیاز تو اقتدار می‌کردم، با خودم می‌گفتم: کسی که یک سر و گردن بالاتر است، کسی که چند قدم پیشتر است، باید پیشتر بایستد، باید راشد و راهبر و امام این کاروان دو سالکه باشد.

و من خیال می‌کردم که فاصله‌مان همین چند وجبی است که تو پیشتر ایستاده‌ای .
وقتی شنیدی از کاری اجرایی کناره گرفته‌ام. گفتی: خوش به حالت برادر! که توانستی رها کنی خودت را از کارهای اجرایی. برای من هم دعا کن.
گفتم: همیشه دعاگوی توام، ولی خودت هم باید بخواهی.
گفتی: می‌خواهم! با تمام وجود می‌خواهم. خیلی خسته شده‌ام. من هم می‌خواهم بنشینم و بپردازم به نوشتن.
با سماجت پرسیدم: از کی شروع می‌کنی؟
گفتی: به همین زودی. یکی دوماه آینده.

و من گمان کردم که جلو زده‌ام، که پیشتر افتاده‌ام و دعا کردم که خدا تو را به من برساند.
وقتی که در خانه‌ی‌ معشوق، دوشادوش هم طواف می‌کردیم و اشک‌ها و عرق‌هایمان به هم می‌آمیخت، احساس می‌کردم که تا شانه‌های تو قد کشیده‌ام و خدا مرا به همان چشمی نگاه می‌کند که تو را و امام زمان اگر بخواهد سایه نگاهش را بر سر تو بگسترد، من نیز در شولای عنایتش جای خواهم گرفت.

ساده بودم و بچگانه گمان می‌کردم که فاصله‌های معنوی هم با مترهای مادی اندازه می‌شود. پلنگ را دیده‌ای که شب‌ها به ارتفاع می‌رود و تلاش می‌کند که به ماه چنگ بیندازد؟ می‌بیند که دستش به ماه نمی‌رسد، اما خیال می‌کند که اگر بتواند یک کمی دستش را درازتر کند یا کمی بیشتر از جای خود بپرد یا اگر اندکی قله مرتفع‌تر باشد، این دست رسیدنی است و آن ماه یافتنی.

گاهی که ایستاده‌ای و چشم به افق دوخته‌ای، فکر می‌کنی که افق در چند قدمی است یا کمی بیشتر و بالاخره با دویدنی کوتاه، رسیدنی.
بگذار-بلاشبیه- مثال دیگری بیاورم. هر چند که هر کدام از این مثال‌ها داغ مرا تازه‌تر می‌کند. کسانی که در زمان پیامبر و با پیامبر می‌زیستند، وقتی می‌دیدند پیامبر با آن‌ها می‌نشیند، بر می‌خیزد، غذا می‌خورد، راه می‌رود و سخن می‌گوید، به مرور گمان کردند که پیامبر هم کسی است مثل خودشان تا آنجا که پای جسارتشان را پیش پیامبر دراز می‌کردند و هر وقت که دلشان هوای او را می‌کرد، راست می‌آمدند و فریاد می‌زدند: حدثنی یا محمد!

خدا دید که ماجرا بد جوری دارد شبهه‌ناک می‌شود. این بود که به مردم نهیب زد: فما کان محمد ابا احد من رجالکم...
اینکه ما با نور خودمان پیش پای شما را روشن کرده‌ایم سبب نشود که شما فاصله‌های نوری را فراموش کنید و اندازه‌های منزلت را از یاد ببرید...
گمان‌های من در عرصه‌ی‌ فاصله‌مان، همه از این جنس بود؛ ساده‌لوحانه و کودکانه.  یکی از آن هزار کاری که خدا در گزینش تو با من کرد، این بود که حجاب‌های ظلمانی از این دست را در پیش چشم‌هایم درید. این مترها و ترازوهای کودکانه را از دستم گرفت. دیدم که فاصله‌ی‌ میان من و تو، فاصله‌ی‌ سال‌های نوری بوده است.

تو در افق ایستاده بودی. مرز میان زمین و آسمان، و من گمان می‌کردم که در چند قدمی هستی و با دویدنی کوتاه، دست نیافتنی.
و من اکنون آشکارا رسیده‌ام ـ نه به تو ـ بل به این واقعیت تلخ که اگر تمامت عمر را هم بی‌وقفه و سکون بدوم، حتی به گرد گام‌های تو نخواهم رسید.
اکنون نمی‌دانم که سراغ تو را از کجا باید گرفت. از سجاده‌های شبانه؟ از پروانه‌های تسبیح‌گر؟ از کاغذهایی که در کار معاشقه با دست‌های تو بوده‌اند؟ از قلم‌هایی که بار سنگین امانت تو را بر دوش‌های خویش حمل کرده‌اند؟ از دوربینی که هم‌زاد و هم‌نفس تو بود در روایت شیفتگی‌ها و بی‌قراری‌ها و جاماندگی‌ها؟
یا از شمع‌هایی که همیشه آتش دلشان را سر دست گرفته‌اند؟
یا... از فرشتگانی که اشتیاق شهیدان را بر هودج بال‌های خویش، عروج می‌دهند؟

(سید مهدی شجاعی)


 

نوشته شده توسط یه جامونده در بیست و ششم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


اسرار پایانی عمر اینشتین


آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ"Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954
یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.
این رساله درحقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت1340ش
=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت1371ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده)تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبراکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول
معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.
او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی)که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..
در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... .
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان
پروفسور حسابی نیز بارها یاد کرده با لفظ"حسابی عزیز"..........................................................
3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع  مذکور در متن میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود...                                                               

      به نقل از سایت( hozeh.net)


 

نوشته شده توسط یه جامونده در بیست و دوم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


رفسنجانی: "دیگر موضوعیتی ندارد كه ببینیم چه كسی خلیفه اول بوده است"!

رفسنجانی: "دیگر موضوعیتی ندارد كه ببینیم چه كسی خلیفه اول بوده است"
اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، در کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی بر لزوم کنار گذاشتن اختلافات شیعیان و اهل سنت تاکید کرد و اظهار داشت "در شرایط امروزی دیگر موضوعیتی ندارد كه ببینیم چه كسی خلیفه اول بوده است".

اكبر هاشمی رفسنجانی، رییس جمهوری پیشین ایران در مراسم افتتاحیه بیستمین كنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در تهران گفت: "ما مخالف بحث های طلبگی خودمان نیستیم اما نباید آنها را بین مردم عصبانی كشاند؛ ما باید از اختلافات جزئی بپرهیزیم زیرا هم آنها به اعتقادات ما و ائمه ما احترام می گذارند و هم ما به امامان اهل سنت احترام می گذاریم".

هاشمی رفسنجانی که چندی پیش درباره رفع اختلاف‌های فرقه‌های اسلامی با یک روحانی بلندپایه اهل سنت در شبکه الجزیره مناظره کرده بود، تاکید کرد: "ما اهل درگیری نیستیم و فقط دنبال احیای اسلام هستیم البته شاید اتحاد جهان اسلام سخت باشد اما تقریب مذاهب امری شدنی است. زمان بررسی خیلی از اختلافات شیعه و سنی گذشته است زیرا در حال حاضر دیگر موضوعیتی ندارد كه ببینیم چه كسی خلیفه اول بوده است".


 

نوشته شده توسط یه جامونده در بیستم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


سياست مات کردن حريف

سلام بر شما ...
همانطور كه در تيتر اصلي اكثر روزنامه هاي ميبينيم آزادي ملوانان بريتانيا موضوع مهم و حياتي اين روزهاست.
اما ميخواهم بگويم براي اولين بار احساس كردم كه ايران درس سياست به انگليس داد .
و در يك شوي كاملا طراحي شده دست همه دنيا را در پوست گردو گذاشت .
و با ايده گرفتن از بخشش پيامبر اعظم اسلام در فتح مكه همه 15 نظامي انگليسي را مورد بخشش قرار داد و از اين بحران به بهترين شكل ممكن خارج شد و برنده بي چون و چراي اين بازي لقب گرفت.و بايد اعتراف كرد كه همه دنيا ايستادند و از اين ديپلماسي اسلامي و تاريخي درس گرفتند.
به شخصه از رييس جمهور احمدي نژاد چنين ديپلماسي را انتظار نداشتم و منتظر روزهاي آينده هستم .
مطلبی رو تو یکی از وبلاگا خوندم که فکر میکنم تحلیل خوبی باشه براتون میزارم


سياست مات کردن حريف


ترديدی نيست که امروز کسی گمان نمی کرد رئيس جمهوری ايران آزادی ملوانان بريتانيايی را اعلام کند. اولين واکنش بی بی سی اين بود که اظهارات احمدی نژاد همه را متحير کرد. با چنين سياستی بايد گفت که ايران در اين بازی دشوار يک پيروزی به نام خود ثبت کرده است.

مديريت افکار عمومی
دقيقا نمی توان گفت که بازداشت ملوانان بر اساس سياستی برای مات کردن حريفان بوده است اما آنچه روشن است اين است که ايران، عليرغم آنکه گفته می شد که دارای سياست واحدی نيست، از بازداشت ملوانان سياستی ساخت که بتواند افکار عمومی را تحت تاثير قرار دهد. وضعيتی که امروز ايران در آن قرار دارد به نسبت ده روز پيش که با قطعنامه شورای امنيت ايران به حاشيه رانده شده بود کاملا متفاوت است. اگر در صحنه سياست عملی چيزی تغيير نکرده باشد اما در صحنه افکار عمومی ايران توانسته بازی را به نفع خود تغيير دهد. و از آنجا که در سياست افکار عمومی اهميت بسزايی دارد می توان پيش بينی کرد که پيامدهای اين تغيير روحيه به سياست عملی نيز ترجمه خواهد شد.

ايران در بازی ده روزه خود حريفان قدرتمند سياسی اش را وادار به نرمش کرد و قدرت خود را برای ايجاد دردسر برای آنها در صحنه سياسی و افکار عمومی به رخ ايشان کشيد. ايران از مباحثی که بر سر بازداشت ملوانان بخصوص در بريتانيا جريان يافت بسيار سود برد. زيرا از گاردين تا اينديپندنت و در ميزگردهای بی بی سی نوعی موازنه ميان بازداشت ايرانيان در کنسولگری اربيل و بازداشت ملوانان در اروند رود برقرار شد و موضوع رفتار آمريکايی ها با بازداشتی های خود و رفتار ايرانی ها با بازداشتی های خود وسيعا مورد بحث و مقايسه قرار گرفت.

برخی از روزنامه ها نيز اعتراض به تصاوير پخش شده ملوانان را از تلويزيون ايران با تصاوير زندانيان گوانتانامو که آمريکايی ها در اختيار رسانه های جهان می گذارند مقايسه کردند. مقايسه ای که رفتار ايرانی ها را بمراتب انسانی تر جلوه می داد.

از ماجراجويی تا خرد سياسی
ايران با آزاد کردن ملوانان موقعيت آمريکا را از نظر اخلاقی دشوارتر کرده است. آمريکا هنوز ايرانيانی را که در کنسولگری اربيل بازداشت کرده بعد از نزديک به سه ماه آزاد نکرده است. شماری از تحليلگران بحران ملوانان را در پاسخ به اين بازداشت ارزيابی کردند و گفتند که ايران احتمالا می خواهد در قبال آزادی افراد بريتانيايی افراد خود را آزاد کند. يک ديپلمات ايرانی البته در اين ميان آزاد شد که گمانه زنی ها در اين زمينه را تقويت می کرد. اما نهايتا ايران بدون آنکه امتيازی از اين بابت گرفته باشد ملوانان را در ژستی بزرگوارانه آزاد کرد.

اگر مساله ملوانان با آزادی 5 ايرانی بازداشت شده در اربيل پيوند می يافت ايران بسادگی می توانست به مثابه يک گرونگانگير جلوه کند. هر چند از نظر سياسی رفتار مقابله جويانه ايران می توانست توجيه داشته باشد اما از نظر افکار عمومی بدون شک ايران بازنده بود و برچسب شرارت بر پيشانی اش درشت تر می شد. اما ايران با هوشمندی از تنزل به موقعيت يک گروه گروگانگير پرهيز کرد. و در عوض با ژست آزادی افراد بريتانيايی همچون هديه به مردم بريتانيا به مناسبت سالروز تولد پيامبر و عید پاک، سيمای کشوری را به خود گرفت که دارای سياست منعطف و سياستمداران زيرک است. ايران هم حرف خود را در دفاع از مرزهای آبی خود زد و هم حريفان سياسی خود را وادار به نرمش کرد و هم در افکار عمومی پيروز شد.

ترميم چهره احمدی نژاد
اين پيروی برای سياست پوپوليستی محمود احمدی نژاد نيز البته يک پيروزی است. اين احتمالا اولين بار است که آقای رئيس جمهوری دست به حرکتی زده است که تاييد مردم خود و مردم جهان را دارد. اگر اين مسير آينده او باشد می توان گفت آقای احمدی نژاد از نظر سياسی "اهلی" شده است. هنوز البته زود است قضاوت کنيم که آيا تندوری احمد نژادی به پايان رسيده است يا نه اما آقای رئيس جمهور که معمولا با مساله هولوکاست تداعی می شود از امروز با آزادی ملوانان نيز گره خواهد خورد – اقدامی که در جهت ترميم چهره بين المللی او می تواند موثر باشد.

در عين حال کاملا محتمل است که سوی ديگر اين سياست نوعی معامله برنده برنده باشد. ايران قاعدتا بايد مساله اربيل را با طرفهای بريتانيايی و سوئيسی /آمريکايی مطرح کرده باشد. اما با خويشتنداری نخست ملوانان را آزاد کرده است تا سپس مقامات بازداشتی در اربيل نيز آزاد شوند. اگر اين سناريو درست باشد آزادی ديپلمات ايرانی که در سفارت بغداد کار می کرد به عنوان تضمين عملی شدن قولهای آزادی ديگر افراد ايرانی است.

آنچه بريتانيا و آمريکا به دست می آورند
اما سود بريتانيا و امريکا در اين ميان چه می تواند باشد؟ آنها توانسته اند نشان دهند که بدون اتکا به قدرت قاهره و حضور سنگين نظامی خود در خليج فارس نيز می توانند مساله ای را در خاورميانه حل و فصل کنند. گرچه واکنش اوليه دو کشور تند و تيز بود اما بسرعت رو به راه حل يابی از طريق مذاکره داد. محتوای مذاکرات البته روشن نيست و آقای احمدی نژاد چيز چندانی در اين باب نگفت اما روشن است که تماس ها موفق بوده است. اين بازی برای ديپلماتهای بريتانيايی حتما موفقيت است زيرا افکار عمومی بريتانيا آمادگی يک بحران نظامی تازه را ندارد و دولت بلر نيز که برای خروج از عراق تحت فشار است علاقه ای برای باز کردن يک ميدان جديد بحران ندارد. ضمن اينکه تداوم بحران می توانست ضربه مهلکی به تونی بلر و نيز حزب کارگر بزند.

برای آمريکا نيز خروج تونی بلر از زير فشار افکار عمومی مهم است و عدم حمايت جدی آمريکا از بريتانيا را نيز از نظر دور خواهد کرد. در عين حال آنها می توانند از سوی خود بگويند که فشار ديپلماتيک بر ايران موفقيت آميز بوده و به نتيجه مطلوب را به بار آورده است. فعلا رفتار بريتانيا و برای نمونه تونی بلر محتاطانه بوده است. اما با خروج ملوانان از ايران می توان دريافت طرف مقابل در برابر ايران دست به مقابله سياسی خواهد زد يا خير.

سياست بازی
با اينهمه، بحران ملوانان بار ديگر نشان می دهد که سياست ايران دقيقا همان نيست که در غرب درک می شود. اين موضوع می تواند دو طرف را ترغيب کند برای گفتگوهای دوجانبه و ملاقاتهای متخصصان و روزنامه نگاران برنامه ريزی کنند زيرا شيوه حل اين بحران ممکن است دو طرف را به اين نتيجه برساند که بر سر مسائل مهم ديگری که در دستور کار دارند نيز از راهی متفاوت از آنچه معمولا تصور می شود بروند. ايران نشان داد که تمايل دارد حرف آخر را بزند. اما در عمل بايد برای شنيدن نگرانی های جهانی نيز گوش شنوا داشته باشد. اگر چنين نشود می توان گفت ايران بازنده ای است که تنها يک دست را برده است.                                                                                          وبلاگ (radiozamaneh)


 

نوشته شده توسط یه جامونده در شانزدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


مطلبی از فاطمه رجبی در مورد نام گزاری امسال بنام (سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي)

دشمنان اتحاد ملي و انسجام اسلامي


ترفندي كه در دوران رهبري پيامبرگونه حضرت امام سلام الله عليه به وسيله دشمنان نظام اسلامي دنبال مي‌شد، در رياست جمهوري احمدي‌نژاد به كار گرفته مي‌شود. به اين معنا كه از بيانات مقام معظم رهبري در راستاي اغراض و اهداف خائنانه در رسانه‌ها و تريبون‌ها سوءاستفاده مي‌شود.

موضوع روشن است. مقام معظم رهبري سال جديد را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نام‌گزاري نموده‌اند. اين مساله به معناي اتحاد ملتي است كه براي حفظ نظام اسلامي در برابر قلدري‌ها و سلطه‌گري‌هاي داخلي و خارجي با «انسجام اسلامي» ايستادگي مي‌نمايد.

به طور قطع مافياي قدرت و ثروت، بيگانه‌پرستان و همسويان و همدستان با دشمنان اسلام و ملت مسلمان در اين مقوله نمي‌توانند جايي داشته باشند. خواه در حزب‌ها و گروه‌هاي «به نام» مسلمان جاي گرفته باشند، و خواه در رسانه ملي غرضمندانه بسترساز توطئه‌هاي دشمنان باشند، و خواه به عنوان شخصيت، چهره، و نخبه در جاهايي نفوذ كرده و خود بنمايانند. «عناوين» دردي را دوا نمي‌كند. آنچه واقعيت دارد، عملكردها است كه اغراض و اهداف بيگانه‌پرستان را مي‌نماياند.

آيا اتحاد ملي و انسجام اسلامي به معناي سرپوش گذاشتن بر غارتگري‌هاي بيت‌المال است كه در پايان سال گذشته رقمي درشت از رشوه‌گيري‌هاي نفتي يك آقازاده حاكم در گذشته براي دومين بار در جهان رسوايي به بار آ ْورد؟ آيا انسجام اسلامي و اتحاد ملي به معناي رها كردن خاتمي در سفرهاي دوره‌اي در جهان است بدون پرسش از منابع مالي آن؟ چه رسد به اهداف و انگيزه و محتواي اين سفرها؟

آيا اين نام‌گزاري مقدس به آن معناست كه در عملكرد مغاير با وحدت ملي و متضاد با انسجام اسلامي صداوسيماي ضرغامي در زنده كردن مرده‌هاي سياسي فراتر از قبور اصلاح‌طلبان، كارگزاران تا ورود به قبر نهضت خائن آزادي ناديده انگاشته شود؟! و آيا ...

امروز، چهاردهم فروردين، نخستين روز كار رسانه‌ها، وابستگي، بيگانه‌پرستي و مزدوري گروه‌ها، احزاب و رسانه‌هاي مزدبگير، آشكارا نشان داد كه «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نياز قطعي به افشاي ريشه‌اي اين بنيادهاي فاسد دارد.

روزنامه‌هاي كارگزاران، اعتماد ملي، و ... با «ملوان» ناميدن، «انگليسي‌هاي متجاوز» به آب‌هاي ايران، در راستاي تحقق اهداف پليد آمريكا و انگليس، دستگيري اين گروه را «بحران‌سازي»‌خوانده‌اند. قلم به مزدان بيگانه‌پرست، نه «ايران» مي‌شناسند، و نه به «اسلام» مي‌انديشند. اينان به نام ايرانيان با آبروي ايران و ايراني بازي مي‌كنند، و جز برآوردن اغراض سلطه‌گران كه تامين منافع فردي و گروهي‌شان به آن بسته است، هيچ هدفي ندارند.

«بوش» جنايتكار با تمام حيله‌گري‌هاي ضد بشري، در برابر اقتدار و عظمت‌خواهي و عدالت‌جويي دكتر احمدي‌نژاد عفب مي‌نشيند، و سخنگوي كاخ سفيد «كاربرد كلمه گروگان»از سوي درباره متجاوزان انگليسي را به نحوي ترميم مي‌كند. اما بسترسازان اجانب در روزنامه‌ها غوغا مي‌كنند تا ارتشيان متجاوز انگليسي هم «ملوان» شوند، و هم عدم تسليم و دستگيري قانوني آن‌ها «بحران» تلقي شود. و اين عمل نامي ندارد جز «ننگ‌آوري» و «ذلت‌پذيري» و رسمي ندارد جز «بيگانه‌پرستي» و «براندازي»، و راهي ندارد جز «ورود مسؤولانه قوه قضائيه در بستن دهان مزدوران اجانب، و ختم غائله حقوق‌بگيران امريكا و انگليس». اين رسوا شدگان دشمنان قسم‌خورده اتحاد ملي و انسجام اسلامي هستند.

اگر قوه قضائيه، وزارت‌ارشاد و وزارت اطلاعات و ديگر مراكز مسوول نسبت به برخورد با آن‌ها وارد عمل نشوند، قطعا ملت با ورود به مبارزه با «مافياي قدرت و ثروت» «ته مانده» آبروي «كارگزاران قيصر» از اصلاح‌طلبان و محافظه‌كاران را خواهد برد و خيال ملت را از جانب اين بيگانه پرستان آسوده خواهد نمود.

 
 

 


 

نوشته شده توسط یه جامونده در شانزدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


کوچک ترین تفنگ دنیا !

و ...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط یه جامونده در شانزدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


عکسی دردناک از فلسطین!

فکر میکنید چقدر از فلسطین اشغال نشده باقی مانده باشد؟
از چپ به راست ببینید

     


ا


 

نوشته شده توسط یه جامونده در پانزدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


گروگان سابق انگليسي به ايران سفر می کند

گروگان سابق انگلیسی امروز پيشنهاد کرد براي کمک به پانزده نظامي بازداشت شده به ایران سفر کند


به گزارش خبرگزاري رويترز از لندن گزارش داد ، تري ويت مذاکره کننده انگليسي که پس از تحمل تقريبا پنج سال به عنوان يک گروگان توانست جان سالم به در برد ، امروز پيشنهاد کرد براي کمک به پانزده نظامي انگليسي که در ايران در بازداشت به سر مي برند به اين کشور سفر کند .

تري ويت که از سال هزار و نهصدو هشتادو هفت تا هزار نهصد و نود و يک گروگان گروه جهاد اسلامي در بيروت بود به شبکه تلويزيوني اسکاي تي وي گفت : در تلاش براي آزادي اين نظاميان احتمالا در قالب يک ماموريت انسان دوستانه به تهران سفر خواهد کرد .

وي به اين شبکه تلويزيوني گفت : به نظر مي رسد درحال ورود به وضعيتي هستيم که درحال تبديل شدن به يک بحران بزرگ و بزرگتر است . انگليس و آمريکا و متحدان اروپايي آن ها خواستار آزادي فوري چهارده نظامي مرد و يک نظامي زن انگليسي هستند که در روز بيست و سوم ماه مارس در آب هاي خليج فارس دستگير شدند . انگليس مي گويد اين افراد در حال گشت زني در آب هاي عراق بوده اند اما ايران مي گويد آن ها وارد قلمروي اين کشور شده بودند .

ويت گفت : ايران در طول سال هاي گذشته از سوي غرب مورد بهتان قرار گرفته است اما اکنون احترام به اين کشور اسلامي براي تامين آزادي اين نظاميان امر مهمي است .

وي افزود : نباید از مردم ايران بترسيم بلکه بايد به ديدگاه آن ها احترام گذاشت خواه با آن موافق باشيم يا نه اما حداقل بايد براي وارد شدن به گفت و گوهاي معقول با آن ها آمادگي داشته باشيم .

ويت همچنين به آزادي دستگير شدگان انگليسي که از سوي سپاه پاسداران ايران در دهه هزار و نهصد و هشتاد متهم به جاسوسي شده بودند کمک کرد .

 


 

نوشته شده توسط یه جامونده در سیزدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


تجاوز آمریکا به حریم هوایی ایران

- يک‌ فرمانده‌ نظامي‌ ایران گزارش‌ داد‌  دو فروند هواپيماي‌ آمريکايي‌ به‌ حريم‌ هوايي‌ ايران‌ تجاوز کردند‌


به گزارش شبکه خبری شین هوا، يک‌ فرمانده‌ نظامي‌ ایران گزارش‌ داد‌  دو فروند هواپيماي‌ آمريکايي‌ به‌ حريم‌ هوايي‌ ايران‌ در جنوب‌ غربي‌ استان‌ خوزستان‌ تجاوز کردند‌ .

سرهنگ‌ عقيلي‌ فرمانده‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ آبادان‌ گفت‌ : اين‌ هواپيماها روز گذشته‌ از شمال‌ غربي‌ ابادان‌ واقع در استان‌ خوزستان‌ به‌ حريم‌ هوايي‌ ايران‌ تجاوز کردند و از جنوب‌ غربي‌ اين‌ شهر ناپديد شدند‌ .

وي‌ افزود :  اين‌ هواپيماها با دود سفيد توجه‌ مردم‌ منطقه‌ را به‌ خود جلب‌ کردند  .

سرهنگ‌ عقيلي‌ همچنين‌ گفت‌ : اين‌ چندمين‌ بار است‌ که‌ هواپيماهاي‌ آمريکايي‌ به‌ حريم‌ هوايي‌ ايران‌ تجاوز کرده‌ اند‌  .


 

نوشته شده توسط یه جامونده در سیزدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


پاسخ به یک شبهه در مورد نازل شدن قران به زبان عربی

شبهه : با اينکه گفته مي شود قرآن کتاب جاوداني و جهاني است اما به عربي نازل شده و براي ديگران فايده ندارد.


پاسخ : قرآن كريم پس از چندين مرتبه صراحت‌گويي،[1] يكي از ويژگي‌هاي خود را زبان عربي دانسته است، و از مهم‌ترين نظريه‌هايي كه در زمينه زبان قرآن كريم عرضه شده است عرفي بودن زبان قرآن است، به اين معنا كه قرآن به زبان عربي قوم پيامبر اسلام يعني مردم حجاز نازل شده است و بر اين اساس بايد در بيان مقاصد از الفاظ و تعابير آنان بهره گرفته و از قواعد دستور زبان آنان (عربي) پيروي كرده باشد، نه آن‌كه با الفاظ و تعابير جديد يا در قالب قواعد جديدي سخن گفته باشد».[2] در تأييد اين نظريّه ادلّه و شواهد فراواني وجود دارد كه اينك مهم‌ترين آنها را مي‌آوريم:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط یه جامونده در یازدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


سيره حكومتي امام زمان (عج)

دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عج) بدون شك، والاترين و شكوفاترين و ارج مندترين، فصل تاريخ انسانيّت است. آن دوران، دورانى است كه وعده هاى خداوند درباره ى خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان و وارثت صالحان، عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه ى شكوه مندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود.
در احاديث مختلف، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است. ما، با استفاده از اين احاديث، برخى از كارهايى را كه امام زمان (عج) براى ايجاد جامعه اى متكامل و ايده ال، انجام مى دهند، اشاره مى كنيم:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط یه جامونده در یازدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


حاج آقا التماس دعا!!

امام جمعه تربت حيدريه :‌
دانشگاه‌آزاد اسلامي نماد عدل الهي است

حجت الاسلام شريعتي تبار امام جمعه شهرستان تربت حيدريه با بيان اينكه دانشگاه آزاد اسلامي يكي از نمادهاي عدل الهي است، گفت: دانشگاه آزاد اسلامي به دليل بسط زمينه هاي كسب علم در اقصا نقاط كشور و فراهم كردن امكان تحصيل محرومان و جوانان نماد عدل الهي است.
   به گزارش آنا، حجت الاسلام شريعتي تبار در مراسم افتتاح پروژه هاي عمراني، رفاهي واحد تربت حيدريه اظهار داشت: از مهم ترين خصوصيات منحصر به فرد دانشجويان ايران، داشتن ايمان، تقوا،‌تهذيب نفس و زندگي در نظام اسلامي است كه مي توان از آن به عنوان يكي از نعمات ارزشمند الهي ياد كرد.
  وي در ادامه خاطر نشان كرد: امروز به بركت انقلاب اسلامي دانشجويان  متعهد ما توانسته اند در عرصه هاي  فناوري هسته اي ‌،دانش توليد و انجماد سلول هاي بنيادين كه تا قبل از اين در انحصار غرب بود بدرخشند و در مقابل استكبار جهاني صف‌آرايي كنند.


 

نوشته شده توسط یه جامونده در یازدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


دستگيري شهرام جزايري و نقش وزارت اطلاعات

سلام رفقا.یه مطلب در مورد دستگيري شهرام خان تو یکی از وبلاگا خوندم.به نظرم یه بحث جدیدی رو شروع کرده بود و یه نظر جالب.براتون میزارم تا شما هم بخونید.


عمليات مربوط به دستگيري شهرام جزايري باعث تعجب افكار عمومي شد. معمولا عادت داشتيم بسياري از مسايل اين چنيني تبديل به زخم‏هاي كهنه شده و هيچ‏گاه پيگيري‏ها به نتيجه مناسب ختم نشود اما اينبار ظاهرا اوضاع فرق داشت. اما اينكه چطور اين كار انجام شد محل تامل است. رسانه‏ها مي‏گويند عوامل اطلاعاتي ايران توانستند در يك كشور خارجي رد وي را بيابند و با اطلاع به پليس محلي وي را دستگير كنند. من اين داستان را بيش از حد خلاصه شده ميدانم:


1- هيچ سرويس اطلاعاتي داراي آنچنان توان گسترده‏اي نيست كه بتواند در يك كشور خارجي يك سيستم نظارتي قوي ايجاد كند. سرويس‏هاي اطلاعاتي در كشورهاي دشمن از طريق نفوذ در سازمانها يا حتي سرويس اطلاعاتي ملي آن كشور و در كشورهاي دوست از طريق همكاري و بده‏بستان با نهادهاي امنيتي ملي به اطلاعات دست مي‏يابند. اين روش كم‏هزينه‏تر و داراي احتمال موفقيت بيشتر و ريسك سياسي پايينتري است.


2- اگر شهرام جزايري در جايي مثل سوريه يا لبنان دستگير شده بود درك آن خيلي ساده بود و در چارچوب همكاري امنيتي قرار داشت. اما خبرهاي غير رسمي حاكي از دستگيري وي در امارات است. امارات جايي است كه پاتوق سيا محسوب مي‏شود و دفتر ويژه اطلاعاتي آمريكا براي نفوذ در ايران نيز در دوبي قرار دارد. علاوه بر اين امارات از نزديكترين متحدين آمريكا است و تقريبا يك دشمن كوچك براي ايران محسوب مي‏شود.


3- در اين شرايط دو راه براي تفسير اين موفقيت هست:‏ همكاري يا نفوذ. بنظرم با ملاحظه تمركز اطلاعاتي آمريكا در امارات مساله نفوذ خوش‏خيالي است. بنابراين اگر تا اينجا با من موافق باشيد: شهرام را سيا به ايران تحويل داد. اگر تعجب كرده‏ايد يادآوري كنم كه چند ماه پيش نيز قاتل قاضي مقدس توسط سفارت آمريكا در دوبي به ايران بازگردانده شد.


4- چرا؟ مگر نه اينكه فرار شهرام جزايري چنان ضربه حيثيتي به ايران زده بود كه مشروعيت نظام را در داخل كشور دچار ضربه جدي كرده بود؟‏ آمريكاييها منطقا بايد تمام توان اطلاعاتي خود را بكار مي‏گرفتند كه او را از دسترس ايران بدور نگه دارند! البته اين نوع بده‏بستان‏ها حتي بين سرويس‏هاي اطلاعاتي دشمن نيز نامعمول نيست. آنها ممكن است در ازاي تحويل شهرام جزايري تقاضاي استرداد بعضي رهبران القاعده كه در ايران زنداني هستند يا امتيازات و اطلاعاتي درباره عراق را كرده باشند.


5- اكنون با نگاه به گذشته مي‏بينيم كه به احتمال زياد مذاكرات براي استرداد جزايري و تبادل امتياز مدتهاي زيادي در جريان بوده است. شاهد؟ الف- آيت‏الله جنتي در نماز جمعه دو هفته قبل از دهنش پريد كه «اين مردي كه فرار كرد و به خارج رفت» در حالي كه هنوز رسما خارج شدن جزايري از كشور تاييد نشده بود. اين شاهد نشان مي‏دهد مقامات ايراني چيزهايي ميدانستند كه به مردم نگفته بودند. ب- تبليغات حول فرار جزايري بسيار بي‏محابا بود. تريبون‏هاي رسمي اعلام كردند كه با اين فرار صداقت دستگاه قضايي زير سوال رفته است. اين خودزني حالا بنظر با اطمينان از استرداد قريب‏الوقوع وي صورت گرفته است. ج- يك بار نزديك بود شهرام مسترد شود اما ظاهرا مشكلي در مذاكرات دقيقه نود پيش آمد.


6- اما واقعا چرا؟ مسلما هر امتيازي كه آمريكا از ايران گرفته باشد هموزن شهرام نمي‏توانست باشد. البته باز هم چنين چيزي نامعمول نبوده است. كاگ‏ب سرويس اطلاعاتي شوروي بارها توسط ماموران خودش اسامي جاسوسان شوروي در اروپا را به ماموران سيا رد كرد. اين كار براي كمك به ارتقاء‏ بعضي ماموران مورد نظر شوروي در سيا از طريق ترتيب دادن موفقيتهاي حرفه‏اي براي آنها صورت مي‏گرفت.


7- اين فرضيه را بگذاريد كنار روشنگري‏هاي وبلاگ پاسداران درباره لايه مشاركتي در وزارت اطلاعات. نتيجه‏اي كه من مي‏گيريم اين است كه آمريكا در حال همكاري با بخشهايي از اطلاعات ايران است و هدفش نيز ارتقاء اين عوامل در درون سيستم است. ممكن است فرضيه بدبينانه‏اي بنظر برسد اما آزمايش آن ساده است ..... ببينيد دقيقا مذاكره كننده ايراني در اين تبادل چه كسي بوده است؟ آيا وي تصادفا از لايه مشاركتي اطلاعات نبوده است؟


 

نوشته شده توسط یه جامونده در یازدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


اما و اگرهای اعتراف زن انگلیسی

"فی ترنی "ملوان زن انگلیسی که مادر هم هست در شبه اعترافی  56 ثانیه ای از ورود به آبهای ایران عذرخواهی کرده و از رفتار خوب نظامیان ایرانی با ملوانان انگلیسی تشکر کرد. دیدم بی بی سی خیلی تلاش کرده تا این  اعترافات را تحت فشار و زور جلوه دهد و آن را به اعترافات پخش شده قبلی از تلویزیون  آن هم در مورد سیاسیون داخلی ربط داده است.

 

در اینکه خیلی از اعترافاتی که پیش از این از تلویزیون پخش شده احتمالا تحت فشار بوده  بحثی نبوده و نیست.  اما این سوال مطرح است که آیا با این توجیه هراعترافی که از تلویزیون پخش می شود ساختگی است؟ آیا ج.ا  هنگامی که شهروندان خود را به هر دلیل بازداشت می کند با هجمه بین المللی مواجه می شود ,  می تواند یک نظامی (آن هم یک زن) انگلیسی را تحت فشار قرار دهد؟  اگر آری, این فشار به چه صورت بوده؟ تهدید خانواده؟ تهدید شخص به قتل یا تجاوز؟!! تهدید به آزاد نشدن؟ تطمیع ویا... ؟؟؟؟

 

تصورم اینگونه است هرپاسخی به سوالات فوق تنها دلیلی بر صحت سخنان پخش شده توسط ملوان زن انگلیسی است. اضطراب و نگرانی هم که در تصاویر پخش شده از نظامیان انگلیسی  در چهره آنان هویدا بود امری چندان غیر طبیعی نیست و آنطوری که انگلیسی ها و بی بی سی  ادعا می کنند لزوما از  "فشار" حکایت نمی کند. 

 

نظامیان در بند انگلیسی خواه ناخواه,دیر یا زود آزاد می شوند. در این تردیدی نیست. دولت بلر هم این را می داند و اصولا این موضوع چیز پیچیده ای نیست که کسی قادر به حدس زدن آن نباشد. در این میان اما آنچه بریتانیا را آزار می دهد آبروریزی ناشی از اسیر شدن سربازان آنها است. امری که اگرنگوییم بی نظیر, به ندرت در گوشه های دیگر جهان اتفاق افتاده و به هرحال افت بزرگی برای انگلیسی هاست.  انگلیسی ها چه بخواهند و چه نخواهند اکنون باید بر سر آزادی سربازان خود با ایران به گفتگو بپردازند. ایران هم البته خواسته هایی دارد که باید دید طرف انگلیسی تاچه میزان حاضر به تن دادن آنها است.

 

اروپایی ها هم هریک به نوعی درگیر ماجرا شده اند. آلمان که ریاست اتحادیه اروپا است محکوم کرده و فرانسوی ها هم سفیرمان را احضار کرده اند اما پاسخ ایران چه بوده؟ سیدمحمدحسینی سخنگوی وزارت خارجه گفته:" دخالت طرفهای غیرمرتبط کمکی به حل و فصل این امر نمی‌ کند، مقامات اروپایی بهتر است به جای پیچیده ‌تر و دشوارتر کردن وضعیت، به مقامات انگلیسی توصیه کنند ضمن توجه به واقعیات مستند موجود و پرهیز از جنجال آفرینی و غوغاسالاری، رفتارهای دوران استعمار را کنار گذاشته و با به رسمیت شناختن حق مشروع کشورها در دفاع از قلمرو اراضی خود در جهت بهبود شرایط خویش عمل کنند".  جواب محترمانه ای که فارسی خودمانیش اینگونه می شود:" ببخشید اما به شما ربطی نداره..."

 

از شرایط  و موضع گیری مقامات تهران اینطور بر می آید که ایران خود را آماده پرداختن هزینه کرده است. قطع روابط تجاری با انگلیس خواه ناخواه با توجه به تحریم های شورای امنیت اتفاق می افتاد و این  از نگاه دولتمردان چندان موضوع قابل توجهی نیست. در این میان اما آنچه ممکن است اسباب برخی نگرانی ها را فراهم آورد احتمال اقداماتی با شدت بیشتر از سوی برخی محافل داخلی است که لازم است دقت لازم در این باره صورت گیرد. جنگ روانی و رسانه ای در نهایت تعیین کننده برنده این بازی است. محاصره کنسولگری ایران در بصره که صبح پنج شنبه اتفاق افتاد شاید نشان از نوعی سردرگمی و احساس حقارت درمیان انگلیسی ها باشد. ایران این داستان را خوب شروع کرده و امیدوارم خوب هم تمام کند. امیدوارم مصداق این جمله محمدرضا تاجیک نشویم که:" ما ایرانیان آغاز کنندگان خوبی هستیم اما ادامه دهندگان به شدت ناتوانی هستیم".


(نقل از وبلاگ  demokracy)

 اما حرف آخر:دراین که انگلیسی ها انتقام این قضیه راهم دیر یا زود می گیرند فکر نمی کنم کسی تردید داشته باشد اما اینکه این انتقام چطور و چگونه خواهد بود الله اعلم!


 

نوشته شده توسط یه جامونده در یازدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


متن كامل گفتگوي جالب و چالشي رئيس جمهور با تلويزيون فرانسه

 

خبرنگار: آقاي رييس جمهور من به اتفاق آقاي «تري توليه» در اين روز نوروز، سال نو ايراني در خدمتتان هستيم. تا چند روز ديگر جنابعالي در سازمان ملل متحد خواهيد بود و بخش مهمي از جهان منتظر حركتي از سوي ايران است؛ حركتي صلح آميز، حركتي كه نشاندهنده گشايشی ازسوی ايران و نوعي همكاري با جامعه بين المللي باشد؛ آيا ابتكاري در جريان اقامتتان در نيويورك ارايه خواهيد كرد؟ به عنوان مثال شاهد تغييري در موضع ايران يا يك ابتكار جديد از سوي ايران خواهیم بود؟

 

رییس جمهور: بسم الله الرحمن الرحيم. من ابتدا سلام عرض مي كنم به ملت خوب و صميمي فرانسه و همه فرانسوي زبانان و به شما خوش آمد مي گويم در تهران؛ در اين هواي بسيار دلپذير و روز زيباي بهاري آمديد تهران و با هم گفتگو مي كنيم. من اعلام كردم در روزي كه قرار است درباره موضوع هسته اي ايران صحبت شود به شوراي امنيت خواهم رفت و آنجا مواضع ملت ايران را بيان خواهم كرد. ملت ايران همواره يك ملت صلح طلب بوده و ما هيچ گاه در مقابل هيچ ملتي نبوديم اما درباره واژه هايي كه شما بكار برديد ازجمله جامعه جهاني يا گشايشي از سوي ايران يا اقدامي درجهت صلح از سوي ايران، حرف هاي فراواني است؛ ما فكر مي كنيم با بعضي قدرت هاي خودخواه و زورگو طرف هستيم نه با جامعه جهاني، جامعه جهاني بيش از 6 ميليارد انساني هستند كه روي كره زمين زندگي مي كنند و بيش از 190 كشور است؛ برخي از قدرت ها آن هم فقط دولت هايشان، نه مردمشان مشکل دارند؛ ما با مردم آمريكا هم رابطه خوبي داريم همينطور با مردم انگليس اما با دولت هايشان نه، چون دولت هايشان دولت هاي خودخواهي هستند آنها مي خواهند زور بگويند اما اينجا هم ايران است كانون جوشش فرهنگ و تمدن است؛ يك ملت بزرگ زير بار زور نخواهد رفت؛ همه اهل گفتگو هستيم من فكر مي كنم ملت فرانسه هم همين طور است؛ آيا ملت فرانسه حاضر است در مورد استقلال خود يا حقوق مسلم خود كوتاه بيايد؟ تاريخ اين را ثبت نكرده و براي ملت ايران هم اين ثبت نشده است. البته ما پيشنهادهاي خوبي تا امروز داديم اما پيشنهادهاي ما مبتني بر قانون و بر حقوق مسلم ملت ايران است.

 

خبرنگار: آيا شما پيشنهاد ديگري را در زمان اقامتتان در نيويورك مطرح خواهيد كرد؟

 

رییس جمهور: پيشنهادهاي ما بر اساس قانون و بر اساس حقوق مسلم همه ملت ها از جمله ملت ايران خواهد بود نه لزوما چيزي كه دولت آمريكا يا انگليس مي خواهد. .....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط یه جامونده در یازدهم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


افتتاح 750 پروژه ورزشی

رئیس سازمان تربیت بدنی :
افتتاح 750 پروژه ورزشی حاصل عملکرد 18 ماهه دولت نهم در بخش ورزش است
محمد علی آبادی معاون رییس جمهوری و رئیس سازمان تربیت بدنی تصریح کرد : در سال 86 نیز توسعه فضاهای ورزشی در سطح کشور به عنوان یکی از سیاست های اصلی دولت با قدرت ادامه خواهد یافت .
به گزارش خبرگزاری مهر، محمد علی آبادی با بیان این مطلب در گفت و گو با پایگاه خبری ورزش ایران اضافه کرد : در 18 ماه گذشته انقلابی اساسی در عرصه ساخت و ساز در ورزش کشور صورت گرفت و طی آن 750 پروژه ورزشی افتتاح و به بهره برداری رسید و این در حالی است که در فاصله سالهای 1374 تا 1384 ، در کشور در حدود 1540 پروژه ورزشی افتتاح شده بود .

مهندس علی آبادی افزود : بطور مسلم باید این پروسه را ادامه داده و روند آن را تسریع بخشیم تا هرچه سریعتر کمبودهای موجود در زمینه فضاها و اماکن ورزشی مرتفع شده و پاسخگوی نیازهای موجود باشیم .

وی با اشاره به اینکه در جهت ارتقای کمی و کیفی ورزش ایران ، نیازمند توسعه زیر ساخت های ورزشی هستیم ، افزود : بی شک و در جهت بنیان گذاری یک کار اصولی و هدفمند در جهت شناسایی و پرورش استعدادها ، باید فضاهای ورزشی را در جای جای میهن اسلامی و بویژه مناطق محروم توسعه داد تا از دل آنها و پایگاههای قهرمانی که در رشته های مختلف دردست ساخت قرار دارد ، استعدادها پرورش یافته و در سطح قهرمانی آسیا و دنیا شکوفا شوند .

مهندس علی آبادی تاکید کرد: بدیهی است استعدادهای خوبی در کشور داریم که اگر اصولی به نیازهای آنان توجه شود ، می توانند به عضویت تیم های ملی در آمده و در عرصه جهانی برای ورزش ایران دست به افتخارآفرینی بزنند .

وی همچنین توسعه فضاهای ورزشی را از منظر سلامت و نشاط جامعه مورد بررسی قرار داد و گفت : به هر حال اگر خواهان این هستیم که همه مردم در سنین مختلف به ورزش پرداخته و سلامت جسم و روح خود را تضمین کنند که این امر ، هزینه های دارو و درمان کشور را تا حدود زیادی پایین خواهد آورد و نیروی انسانی سالم و با نشاط ضامن توسعه کشور است ، باید زیر ساخت ورزش را توسعه داده و آن را به استانداردهای جهانی رساند . بنابراین در سال 86 اهتمام سازمان تربیت بدنی به بخش ساخت و ساز خواهد بود و طی آن برنامه های میان مدت و بلند مدت در احداث زیر ساخت های ورزش تبیین و ارایه خواهد شد تا حساب شده در این جهت به جلو قدم برداشته و درعین حال بر اساس نیازهای هر رشته و هر منطقه نسبت به ساخت تاسیسات و مجموعه های ورزشی جدید در سطح کشور اقدام کنیم .


 

نوشته شده توسط یه جامونده در هفتم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


اين افراد در آبهاي ايران دستگير شده‌اند!

درخواست وزير خارجه عراق از ايران براي همكاري در آزادي نظاميان انگليسي
متكي: اين افراد در آبهاي ايران دستگير شده‌اند


وزير امور خارجه‌ي عراق از همتاي ايراني‌اش خواست تا ايران براي آزادي نظاميان انگليسي دستگيرشده همكاري كند.

15 نظامي انگليسي روز جمعه پس از ورود غيرقانوني به آبهاي ايران از سوي نيروهاي ايراني دستگير شده‌اند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري آلمان، هوشيار زيباري، وزير امور

عراق در گفت‌وگوي تلفني با منوچهر متكي، حل و فصل منطقي اين مساله را خواستار شده است.

بر اساس گزارش اين خبرگزاري هم‌چنين وزير امور خارجه‌ي عراق گفته است كه نظاميان انگليسي به همراه نيروهاي چندمليتي و بنابر موافقت دولت عراق و بر اساس قطعنامه‌ي شوراي امنيت در منطقه حضور دارند.

هم‌چنين ديگر گزارش‌ها حاكيست كه مارگارت بكت وزير امور خارجه‌ي انگليس در گفت‌وگوي تلفني با منوچهر متكي همتاي ايراني خود تاكيد كرد كه ملوانان‌ و تفنگداران انگليسي به دنبال قاچاقچيان در آبهاي عراق بوده‌اند. متكي نيز در پاسخ گفته كه تهران اتهامات عليه نيروهاي انگليسي را مورد نظر قرار داده است.

وي تاكيد كرد: مقام‌هاي ايراني قادر به رهگيري اين افراد در آبهاي ايران شدند و آنها را در آبهاي ايران دستگير كردند. اين امر در گذشته نيز اتفاق افتاده بود.

براساس گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس،اين گروه شامل هشت عضو نيروي دريايي سلطنتي انگليس و هفت تفنگدار سلطنتي انگليس است.

انگليس مدعي است كه اين حادثه در آبهاي عراق اتفاق افتاده و تفنگداران انگليسي مجوز سازمان ملل را براي جستجوي كشتي‌هايي كه مظنون به حمل قاچاق هستند دارد.

اين در حالي است كه مقام‌هاي ايراني تاكيد دارند تفنگداران انگليسي به طور غير قانوني وارد آبهاي اروند شده‌اند.

بكت در گفت‌وگوي تلفني با متكي تاكيد كرده است كه هيچ نقضي در خصوص ورود به آبهاي ايران رخ نداده است و هنوز هيچ پاسخي در خصوص درخواست انگليس درباره‌ي محل نگهداري اين پانزده تفنگدار داده نشده است.

ژاك شيراك رييس‌جمهور فرانسه نيز در اين خصوص اظهار داشت: تمامي رهبران اتحاديه‌ي اروپا با انگليس در خصوص مساله‌ي ملوانانش كاملا ابراز وحدت مي‌كنند.

رييس آلماني اتحاديه‌ي اروپا نيز با انتشار اطلاعيه‌اي آزادي فوري اين افراد را خواستار شد.


 

نوشته شده توسط یه جامونده در هفتم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


دو داروى آرام‏بخش در قرآن

قرآن مجيد نسخه شفابخش جان‏هاى دردمند، از جانب خداوند سبحان است (و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين الاّ خساراً1) كه توسط پيامبرى مهربان و فداكار، بر جان‏هاى حقيقت‏طلب و عاشق، رسانده شد.
در بحران روحى فراروى انسان كه باعث خستگى، سرگشتگى، افسردگى و دل‏تنگى او مى‏شود، انگيزه ادامه حيات را از او مى‏ستاند و او را تا مرز پوچى و پوچ‏گرايى پيش مى‏برد، داروهاى روان گردان، به نوعى آرام‏بخش اويند و او را تسكين مى‏دهند و فضايى ايجاد مى‏كنند كه انسان در آن فضا، از دغدغه‏ها، خستگى‏ها و...، براى مدتى رهايى مى‏يابد؛ در حالى كه اين درمان، دائمى نيست و شايد در درازمدت، به تغيير نوع داروى آرام‏بخش و نيز استفاده از مقدار بيشترى مواد آرام‏بخش بينجامد و اين آرامش ساختگى، پس از مدتى به طوفانى سهمگين بدل شود و تمام زندگى اين بيمار را هدف قرار دهد.
در كتاب مقدس مسلمانان - قرآن مجيد - دو داروى آرام‏بخش تجويز شده است كه در نوع خود، بى‏نظيرند؛ هم آرام بخشند و هم درمان‏گر. هر يك از اين دو دارو، ويژگى خاص خود را دارند كه به توصيف آنها مى‏پردازيم.



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط یه جامونده در هفتم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


چطور آدم‏ها رو بشناسم؟!

من آدم بسيار صادقى هستم؛ اما مذهبى نيستم؛ گاهى نماز مى‏خوانم و گاهى نمى‏خوانم؛ چون مى‏خواهم انگيزه نماز داشته باشم و بعد هم آرايش مى‏كنم؛ لباس شيك مى‏پوشم و آپ‏توديت هستم. براى ازدواج هم پسرى مثل خودم را دوست دارم؛ اما يافت نمى‏شود! بيشتر پسرها خواهان من هستند؛ اما دو جورند؛
الف) برخى كاملاً مذهبى كه امكان هيچ موقعيت گناه نداشته‏اند و ضمناً بدتيپند.
ب) برخى كاملاً خوش‏تيپ هستند؛ اما كاملاً اوپن كه حال مرا با كارهايشان به هم مى‏زنند و قبلاً هر نوع رابطه‏اى داشته‏اند. براى يك ازدواج موفق و پيدا كردن پسرى مثل خودم زيبا، اما باجنبه كه موقعيت زيادى برايش بوده، اما مثل من خوددارى كرده باشد، چه بايد كنم؟ يعنى چطور آدم‏ها رو بشناسم؟


پاسخ مشاور:سؤال شما، حاوى دو نكته اساسى است؛ يكى درباره عبادت و نماز و ديگرى درباره معيارهاى انتخاب همسر. بنابراين، در پاسخ، به هر دو جنبه سؤال شما اشاره مى‏شود.
روح عبادت، عبوديت و بندگى است؛ يعنى تسليم فرمان خدا بودن كه طبيعتاً بايد انضباط و مقرراتى باشد تا بنده را به آن وسيله، امتحان نموده، روح بندگى را در او پرورش دهند.
در رابطه با اين كه «چرا نمى‏توان به جاى نماز و روزه، هرگونه دلمان خواست خدا را شكرگزارى كنيم»، بايد گفت:
اولاً عبادت، تنها جنبه شكرگزارى ندارد؛ بلكه فلسفه‏هاى ديگرى نيز دارد.
ثانياً انسان بايد دقيقاً جايگاه خود را در هستى و به ويژه در برابر خداوند، بازشناسد و متناسب با آن، تصميم بگيرد و بعد، عمل كند و به عبارت ديگر، ابتدا بايد جهان‏بينى خود را درست كند و بعد، موضع خويش را در برابر خدا روشن كند. در اين جا، دو موضع وجود دارد كه عبارتند از:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط یه جامونده در چهارم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


پاسخ به یک شبهه در موضوع خلافت امام علي ـ عليه السّلام ـ

شبهه : چرا علي ـ عليه السّلام ـ در قبول خلافت درنگ كرد در حاليكه عدم قبول خلافت از ناحيه ايشان به منزله عدم حقانيت يا ... است.


پاسخ : بعد از رحلت نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و جريان سقيفه بني‌ساعده، امام علي ـ عليه السّلام ـ در حالي كه استخوان در گلو و خاشاك در چشم داشت و شاهد به تاراج رفتن حقّ خود بود و براي حفظ اسلام و جامعه نوپاي اسلامي صبر كرد. اين صبر براي مدّت بيش از دو دهه ادامه داشت، در اين مدّت به‌خصوص در زمان خليفه سوّم جامعه اسلامي داراي تغيير و تحوّلي عظيم شده بود، به صورتي كه ارزش‌هاي اسلامي كم رنگ شده بودند و عدّه‌اي به سركار آمده بودند كه در زمان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و حتّي در زمان دو خليفه پيش از عثمان اجازه نداشتند وارد مدينه شوند.
سرانجام رفتار‌هاي نارواي عثمان باعث شورش و انقلاب عدّه‌اي از مسلمانان شد و به قتل او انجاميد. در تاريخ نقل شده است كه: مسلمانان بعد از اين واقعه نزد امام علي ـ عليه السّلام ـ آمدند و گفتند: مي‌خواهيم با تو بيعت كنيم حضرت فرمودند: «دعوني و التمسوا غيري»[1] «مرا رها كنيد و شخص ديگري را طلب نماييد» و در پايان اين خطبه امام مي‌فرمايند: مرا رها كنيد تا چون يكي از شما باشم ... و وزير بودن براي شما براي من بهتر است از اين‌كه امير باشم بر شما (و بر شما حكومت كنم).
اين خطبه روشن مي‌سازد كه امام علي ـ عليه السّلام ـ هرگز مسلمين را به‌خود رها نكرد و همواره در كنار آن‌ها حضور داشته است ولي در اين موقعيت زماني مصلحت را بر اين مي‌ديد كه چون وزير و مشاوري امين در خدمت اسلام و مسلمين باشد. و اين امر يعني عدم پذيرش بيعت مردم چند روز ادامه داشت.
ابن اثير مي‌گويد: «يك هفته طول كشيد تا حضرت پذيرفت. عثمان در روز هجدهم ذي الحجّه كشته شد و در تاريخ بيست و پنجم ذي الحجّه با امام علي ـ عليه السّلام ـ بيعت كردند».[2] بعد از بيان اين مقدّمه كوتاه به سئوال مطرح شده مي‌پردازيم كه چرا حضرت در همان روز اوّل بيعت مردم را قبول نكرد؟
در پاسخ يادآوري مي‌شود كه: براي رهبران الهي، حكومت هدف نيست بلكه وسيله‌اي براي هدايت و احقاق حق مردم است، و به اين خاطر است كه ابن عباس نقل مي‌كند كه: «قبل از جنگ جمل، امام علي ـ عليه السّلام ـ را ديدم كه مشغول وصله زدن به كفش خود بود. حضرت به من گفت: ارزش اين كفش چه‌قدر است؟ گفتم: اين كفش ارزشي ندارد. حضرت فرمود: «به خدا سوگند. همين كفش بي‌ارزش، برايم از حكومت بر شما محبوب‌تر است، مگر اين‌كه، با اين حكومت حقّي را به پا دارم و يا باطلي را دفع نمايم».[3]
پس همواره تأكيد امام علي ـ عليه السّلام ـ اين بود كه خلافت را براي اشباع حسّ خود خواهي نخواسته بلكه آن را براي احقاق حق و وصول به هدف اعلاي انساني مي‌خواهد و بنابراين هركجا شكوه كرده است براي اين است كه حقّ از دست رفته و در حقيقت ابراز رنج و درد درباره محروميت جامعه از حقّ بوده است. امام ـ عليه السّلام ـ با تشبيه خود به موسي ـ عليه السّلام ـ در اين باره مي‌فرمايند:
«موسي بر نفس خويش نترسيد، بلكه از غلبه نادانان و رواج ضلالت ترسيد»[4]
اگر براي امام علي ـ عليه السّلام ـ نفس حكومت مهّم بود مي‌توانست در همان اوّل به طريقي او را به چنگ آورد و پيشنهاد ابوسفيان را (پس از سقيفه را بر بيعت با آن حضرت، و بسيج نيرو براي اين منظور) قبول كند ولي امام علي ـ عليه السّلام ـ وضعيت را براي اين امر مناسب نديد و اصل اسلام و جامعه اسلامي براي او از هر چيزي با ارزش‌تر بود و در نامه‌اي كه قبل از جنگ صفين به معاويه مي‌نگارد بعد از بيان درخواست ابوسفيان و امتناع خود مي‌گويد: «... و تو خود داني كه پدرت چنين گفت و چنين خواست، و اين من بودم كه امتناع كردم؛ زيرا مردم به روزگار كفر نزديك بودند و من از ايجاد تفرقه بين مسلمانان بيم داشتم و ...»[5] امام علي ـ عليه السّلام ـ بعد از قتل عثمان به يك سري از مشكلات توجّه داشت. (گرچه حكومت حقّ مسلّم آن حضرت بود) امام با توجّه به عواقب كار و مشكلات ايجاد شده در آن برهه از زمان در دست گرفتن امور را همراه با موقعيت نمي‌دانست. امام ـ عليه السّلام ـ به خوبي آگاه بود كه مردم مسلمان در زمان خلفا به‌خصوص در زمان عثمان از اسلام راستين فاصله گرفته‌اند و سنّت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ تغيير داده شده است؛ حال اگر امام ـ عليه السّلام ـ بخواهد مردم را به سنّت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ وا دارد با مخالفت‌هايي روبرو مي‌شود. پس امام علي ـ عليه السّلام ـ با توجّه به چنين جوّ آشفته‌اي فرمود: «من به اقتضاي آن‌چه مي‌بينم، چنين جوابي دادم و گفتم مرا رها كرده سراغ ديگري برويد و اگر گفته شما را قبول كنم و حكومت را بپذيرم حوادثي (كه آن را پيش بيني مي‌كنم) رخ خواهد داد. بنابراين مرا وا گذاريد كه من نيز چون يكي از شما باشم».[6]
مشكلات به‌وجود آمده را به‌طور خلاصه مي‌توان چنين بيان كرد:
1ـ تغيير اوضاع جامعه اسلامي و فاصله گرفتن از اسلام اصيل و سنّت نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و خو گرفتن با سيره حكومتي مغاير با سيره پيامبر در طول بيش از دو دهه و ...
2ـ انحرافات ديني و بدعت‌ها انجام شده در اسلام (در زمان خلفاء ثلاث) اما مي‌دانست كه بايد با اين بدعت‌ها مبارزه كند و اين مسئله مهمي بود و با مخالفت‌هايي روبرو مي‌شد.
3ـ ايجاد تبعيضات و مبارزه با آن‌ها: از زمان خليفه دوّم تبعيضاتي بنا نهاده شد و در زمان عثمان به اوج خود رسيد و مسلمانان كم كم به اين تبعيضات خو گرفته و با هرگونه اقدامي عليه آن، مبارزه مي‌كردند در پرتو اين سياست كه خلافت ايجاده كرده بود و مخالف صريح اسلام و سنّت نبوي بود عدّه‌اي به ثروت‌هايي كلان رسيده بودند. حال اگر امام ـ عليه السّلام ـ قصد اجراي سنّت نبوي را داشت بايد با اين پديده نامبارك مبارزه مي‌كرد. و اين اولين درگيري زمان حكومت امام ـ عليه السّلام ـ بود زيرا بعد از رسيدن به حكومت امام ـ عليه السّلام ـ دستور داد كه بيت‌المال به‌طور مساوي تقسيم شود كه عدّه‌اي از مسلمانان به‌خصوص طلحه و زبير با اين عدالت علوي مخالفت كردند و آتش جنگ جمل را بر افروختند.
اين عوامل و عوامل ديگري باعث شدند كه آن‌حضرت ابتداء از قبول خلافت خود داري كند و بعداً فقط به اين خاطر حكومت را پذيرفت كه «... خداوند از عالمان پيمان گرفته بود كه بر سيري و تنعّم ظالمان و گرسنگي و زجر مظلومان ساكت ننشيند»[7].

[1] ـ نهج‌البلاغه، صبحي صالح، خطبه 91، و فيض الاسلام، خطبه 192.
[2] ـ الكامل في التاريخ، ابن اثير، دار الحياء التراث العربي، (بيروت) جلد 2، حوادث سال 35.
[3] ـ نهج‌البلاغه، صبحي صالحي، خطبه 33.
[4] ـ نهج‌البلاغه، فيض الاسلام خطبه 4.
[5] ـ پيكار صفين، نصرين مزاحم مينقري، ترجمه اتابكي، انتشارات علمي و فرهنگي، ص 129.
[6] ـ تاريخ طبري، دار الكتب العلميه، (بيروت: جلد 2)، ص 197ـ 196، حوادث سال 35.
[7] ـ نهج‌البلاغه، خطبه سوّم.


 

نوشته شده توسط یه جامونده در دوم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت


کت چرم رئیس‌جمهور!!

دیدین! اینقدر ازش ایراد گرفتین، که فقط بلده کاپشن بپوشه! دیدین می‌تونه تیپ بزنه!! بفرمایین:


نه خیر اشتباه کردین دیگه، قرضی بود!!                                                                                       


 

نوشته شده توسط یه جامونده در دوم فروردین 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت